مرد آبادانی

آبادان؛ پایتخت مقاومت؛ آباد از خون شهیدان

 
آن میهمان نوازی؛ و این میهمان نوازی! (2)
نویسنده : مرد آبادانی - ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/٩/۳٠
 

این پست، در ادامهء پست قبلی تقدیم میشود:

***

اقدامات ما «ایرانی ها» در آستانهء اربعین! :

افزایش قیمت بلیط اتوبوس تهران-مهران از 30هزارتومان به 130هزار تومان!

افزایش قیمت یک قرص نان محلّی معمولی به دو برابر قیمت! و با سایز نصف قبل، و کیفیت نصف قبل!

فروش هرشیشهء آب معدنی 400تومانی به نرخ 1500تومان! و در بعضی جاها: 4000تومان!

مسیر تهران-مهران (که در مدّت زمان 10ساعت طی میشود) 20ساعته و با سوارکردن زوار در وسط اتوبوسهای قدیمی، روی کف و در بوفه،  و با همان قیمت صندلی! پیموده میشود!

و...

.

.

.

اقدامات «عراقی ها» در آستانهء اربعین! :

امّا باید پرسید از زایرین، که در «آنجا» چگونه گذشت؟!... :

از التماسهایی که برای یک شب خوابیدن در خانه هایشان به آنها شده بود؛

از مکانهایی که برای استراحت و خواب احداث شده بود و آدمهایی که تا صبح مدام مراقب بودند تا  کسی به مشکلی بر نخورد و کم و کسری نداشته باشد. کسی آب و غذا خواست، درجا به او بدهند، یا اینکه پتو از رویش کنار رفته، او را بپوشانند.

غذاهای مختلف؛ ایستگاه های امدادی و درمانی؛ مراکز رسیدگی به امور گمشدگان؛ و هرخدمت دیگری که با خواهش و التماس از زوّار، به آنها داده میشد.

و در یک جمله:

کافی بود لب تر کنی!

اونوقت میدیدی که با سر میومدن طرفت؛

تا نیازت رو برآورده کنند...

خاک کف پای تورا، چشمم به دیدار آمده...

.

.

.

حال؛ دوباره بر میگردیم اینطرف!!:

واقعاً ما «ایرانی ها» هم با «فرهنگ» هستیم؛ و هم «فهمیده»! چرا که همین میزبانان ما، وقتی که به «مشهدالرّضا(ع)» آمدند:

چگونه و به بدترین شکلی ازشون استقبال کردیم!!!

چگونه با «چهار برابر کردن قیمت» هتل ها، مهمان پذیرها، مسکن، و حتّی کرایهء ماشین! و WC! زحماتشون رو جبران کردیم!!

چگونه با مسخره کردنشون، و طعنه زدن و عیب جوی کردن ازشون با این عنوان که «کثیف اند و بی فرهنگ!» خودمون رو بالا گرفتیم!!!...
.

.

.

و دوباره میریم اون طرف!!! :

«عراقی ها»

بدون داشتن «هتل های پنج ستاره»؛

بدون داشتن «سوئیت آپارتمان و هتل آپارتمان»؛

بدون داشتن «املاک با انواع و اقسام تجملّات و تزئینات»؛

و فقط با ابتدایی ترین امکانات؛

و با وجود «نزدیکی به خطرناکترین موجودات حال حاضر در روی زمین (داعشی ها)»؛

توانستند «میلیونها زائر حسینی(ع)» که بیشترشان «ایرانی» بودند، را اطعام و اسکان دهند.

عشق حسین(ع) دین و مذهب نمیشناسد...

اگر از آسمان داعش ببارد، باز هم حسین(ع) را زیارت میکنیم...

به راستی: اگر «کربلا» در ایران بود؛ ما چه میکردیم؟!...

.

.

.

این یه جمله از الآن باشه تا سال بعد:

وقتی «آنها توانستند»؛ چرا «ما نتوانیم؟!»...


 
 
آن میهمان نوازی؛ و این میهمان نوازی! (1)
نویسنده : مرد آبادانی - ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٩/٢٦
 

سلام.

از جایی بازگشته ام. و از میهمان نوازی مردمی که اگر به اندازه تمام عمر درباره معرفتشان بنویسم، باز هم کم است!

از پیش مردمی آمدم که تهمت های ضدّنژادی و بی غیرت بودنشان، مدّتهاست که نقل مجالس و محافل مؤمنین! بوده و هنوز هم کم و بیش هست!

از پیش مردمی آمدم که مرا بالای سرشان می گذاشتند و پاهای کثیف و پر از چرک و خاکم را میشستند و ماساژ میدادند و بر کف آنها بوسه میزدند؛ و لباسهای عرق کرده ام را مجّانی میشستند و اتو می زدند!

از پیش مردمی آمدم که برای خوردن یک لقمه از غذای نذری شان بهم التماس میکردند، و با گریه و زاری ازم خواهش می کردند تا لااقل یک لقمه تناول کنم...

آنجا برای نخستین بار در عمرم احساس کردم که: میتوان بدون تجمّل و چشم و همچشمی، و فخرفروشی و اصل و نسب فروشی! نوکر ائمّه (علیهم الصّلاةوالسلام) بود. امری که سالهاست در میان اخلاق مردم ما گم شده...

من از پیش «عراقی ها» برگشتم!!!

ایران و عراق

همانهایی که وقتی برای زیارت حرم مطهّر حضرت امام رضا (علیه السلام) و حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) به مشهد و قم می آیند، حتّی برای ارائهء سرویس های بهداشتی هم ازشان پول میگیرند!! و در تاکسی ها تا جیبشان را خالی نکنند، ولکن شان نیستند!!

همانهایی که در ایران تا میبینندشان، نمیگویند: «به به! خوش آمدید!» بلکه میگویند: «اَه! باز هم این عربهای چنین و چنان فلان فلان شده آمدند!» و در محترمانه ترین حالت، دقّ و دلی روسپی های ایرانی شاغل در کاباره های دوبی؛ و عقده های فروخوردهء از وهابیهای سلفی جنایتکار عربستان در موسم حج هرسال را سرشان خالی میکنند!!، و همه شان را به چشم یک «صدّام» مینگرند!!! حالا نمیخواهم بگویم چه کسانی...

یک سوآل جدّی از هرکسی که خود را مخاطب این نوشتار می داند و یا اینکه بهش بر میخورد!:

آیا در کشوری که سی و چند سال از انقلاب شکوهمند اسلامی اش گذشته است، و نگاه مقتدرانه و از بالادست به تمامی ابرقدرتهای عالم دارد، این نگاه و رفتار از سوی ایرانیان، نسبت به مردم مظلومی که سالیان سال زیر یوغ دیکتاتوری خشونت بار رژیم بعث صدّامی بودند، و هنوز که هنوز است در جنگ اند و روزانه صدها شهید و مجروح میدهند، اینچنین باید باشد؟!...

ایران و عراق

هنوز یادم نرفته که با چشمان خودم شاهد بودم در مشهد مقدّس چگونه این زوّار غریب (نه فقط عراقی، که لبنانی، بحرینی، سوری و ...) را چطور این هموطنان ما «تیغ» میزدند! وقتی که چندبار به رفتارهایشان اعتراض کردم، در کمال وقاحت گفتند که: «همینه که هست!»، «نمیخوان سرشونو بزنن به دیوار!» «ما اصلاً اینو قبول نداریم! (منظور ساحت مقدّس امام هشتم بود!)» و چیزهای دیگری که قلم از نوشتن آنها شرم دارد. تازه اونجا بود که فهمیدم چرا به امام رضا(ع) میگویند: «امام غریب»...

حالا باز در قم، اوضاع کمی بهتر بود؛ و لااقل به حرمت وجود حوزهء علمیّهء قم و علمای اعلامش، اینگونه مسائل کمتر دیده میشد...

شاید صحیح نباشد که بیش از این، جلو بروم. اگر عفّت کلام اجازه میداد، مینوشتم که بعضی از به اصطلاح هموطنانمان چه کارهایی و چه حرکات ناشایستی را آنهم در بین الحرمین! و زیر گنبد و مضجع شریف ائمّهء اطهار(علیهم الصلاة والسلام) در عتبات عالیات انجام دادند!...

فقط و فقط به خاطر احترام «ایران» و «ایرانی»بودنم، ننوشتمشان...

 

 

_______________________________________________________________

همین مطلب در:

وبسایت «عروج»

وبسایت «عمّارنامه»


 
 
← صفحه بعد