اگر دیرآمدم...

چندماهی هست چیزی ننوشته ام.

قبلاً هم گفتم روی سندیّت مطالب حسّاسیّت و وسواس دارم؛ چرا که زیاد اهل جرح و تعدیل مواضع نیستم. لااقل آنچه که در اینجا بیان میشود، به نوعی «سندیّت» دارد. چه از نظر کیفی و چه از نظر فنّی. دوستانی هم امسال کتاب چاپ کرده اند و تقریباً درصد بالایی از مطالب اثرشان «کپی- پست» بوده؛ حالا از کجا؟ بماند! نوش جونشون! بگذار لااقل اینطوری هم که شده «آبادان» از مهجوریّت در آید و به قول یه بنده خدایی: «...» ولش کن! نمینویسم!...

***

اهمّ رویدادهای منطقه آبادان و حومه! :

از ظهور داعش در عراق گرفته، تا گرانی زاید الوصف املاک مسکونی منطقه آزاد اروند آبادان و خرّمشهر و کارون! (کوت عبدالله سابق اهواز)؛

از توافق دوباره ژنو! گرفته، تا صف آرایی های پیدا و پنهان و نوظهور انتخاباتی در شهر!

از گرمای کم سابقهء تابستان امسال (شرجی به علاوهء جیرجیرک ها!) گرفته، تا آتش سوزی پاساژ پر رفت و آمد «کادوس چهار» خیابان امام خمینی آبادان؛

آتش سوزی پاساژ پر رفت و آمد «کادوس چهار» خیابان امام خمینی آبادان؛

 .

.

.

ولی مهمترینش از نظر خط مشی این وبلاگ:

در جلسه ای که در فرمانداری ویژهء آبادان و باحضور مسؤولین طراز اوّل شهر برگزار شد؛ مقرّر گردید تا کارگروهی ویژه متشکّل از: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آبادان،  سازمان تبلیغات اسلامی آبادان، ادارهء فرهنگ و ارشاد اسلامی آبادان، سازمان منطقه آزاد اروند، شهرداری آبادان، شرکت پالایش و پخش فرآورده های نفتی آبادان، سازمان بنادر و دریانوردی و چند ارگان و سازمان مردم نهاد دیگر برای تسریع در روند ساخت و تجهیز «باغ موزهء دفاع مقدّس و صنعت نفت آبادان» تشکیل شود و هر یک، گوشه ای از کار را به دست گیرند تا بلأخره این شهر مرزی بتواند جای ثابتی برای انتقال ملموس فرهنگ جهاد و شهادت؛ برپایهء مستندات و شواهد و قرائن بیشمار موجود، داشته باشد. امیدوارم که روزی بتوانم تولّد «باغ موزهء دفاع مقدّس آبادان» را از نزدیک مشاهده کنم...

باغ موزهء دفاع مقدّس آبادان

/ 1 نظر / 30 بازدید