به شهداتون بخندین!

توسط یکی از دوستان مطّلع شدم که دوباره «آبادان» از سوی پایتخت نشینان و رسانهء سمعی و بصری در درستشان، مورد لطف و عنایتی دوباره قرار گرفته است! ظاهراً اینبار نوبت «رزمندگان آبادان» بود که از تمسخر و استهزاء بی نصیب نمانند! البته بیش از 30 و اندی سال است که به انحاء مختلف لهجه و گویش آبادانی مورد هجمه قرار میگیرد؛ و در خصوص رزمندگان جنگ هم از چندسال پیش به این طرف روند رو به رشدی را در پی گرفته است.

یکبار دیگر دیالوگهای رد و بدل شده در آن نمایش را مرور کردم:
- میخوام درجه بگیرم تیمسار بشُم! برم تنهایی جنگو تموم کنُم!...
- قراره بری پیش فرمانده! «بچهء تهرانه!»؛ خیلی جدّیه! مواظب رفتارت باش!...

در خوشبینانه ترین حالت، ظاهر امر آدم رو یاد مطالب طنز و مزاح شیرین و شوخ طبعی های مطرح شده در مجموعه کتابهای «فرهنگ جبهه» (اثر سیّدمهدی فهیمی) میندازه. ولی این کجا و آن کجا؟! البته بر خلاف عزیزان منتقد دیگری که در این چند وقت به خود اشخاص اجرا کنندهء نمایش «گودی» ایراد داشتند، من خیلی اونها رو مقصّر نمیدونم؛ چرا که متّهم اصلی این ماجرا کس دیگریست! اون هم متوّلی امام زاده! و تأمین کنندهء برنامهء شبهای شیدایی: «موزهء دفاع مقدّس»!!!...
در نشستی با حضور تنی چند از رزمندگان آبادان حضور داشتم. قرار بر این شد که علاوه بر برخود مسوولانهء مسوولان! هرکس با زبان و بیان و قلم خود، به مقابلهء با این جریان برخیزد!...

***

شهید علیرضا سرانجام اقدام - شهید بهروز لطیفی

«بهروز لطیفی» اهل تهران بود، صورتش بر اثر حادثه ای در دوران کودکی سوخته و اثر بدی چهره اش بر جای گذاشته بود. همشهریهاش تحویلش نمیگرفتن، و ازش فاصله میگرفتن! شاید تصور میکردند مبادا با نزدیک شدن به او، گزندی بهشون برسه! شاید یکی از دلایل طرد او توسط همشهریهایش این بود که به دلیل تبلیغات سنگین گروههای سیاسی در آن زمان که در سپاه هم رسوخ کرده بودند، او هم مثل خیلی از پاسداران سپاه تهران از «بنی صدر» (نه از روی علاقه، که از جهت اطاعت از فرمان امام مبنی بر حفظ وحدت همه نیروها) جانبداری میکرد. ولی از وقتی که با بچه های آبادان اُخت شد، خیلی روحیه اش تغییر کرد. دلیلش هم نحوهء برخورد و جذبه بالای بچه های بسیج و سپاه بود که اصولاً خاکی و بامرام بودنشون رو عملاً اثبات کرده بودن: «سلاااااااااااااام! کجایی کم پیدا؟ نیستی کوکا؟ بیا! بیا کلّی کار داریم...» به گونه ای که فرد در اول برخورد اصلاً احساس غریبی و بیگانه بودن با جمع را نمیکرد...

بهروز اونقدر با بچه های آبادان گرم و صمیمی شد که اصلاً یک پا آبادانی شده بود. همین بس که وقتی در عملیّات بیت المقدّس به همراه خیل کثیری از بچه های سپاه آبادان و خرّمشهر به آرزوی دیرینه اش رسید، در وصیّتنامه اش صریحاً تأکید کرده بود که او را در «آبادان» به خاک بسپارند...(نقل خاطره از آقای ناصر روستایی)

البته به دلیل تألمات شدید روحی مادر مکرّمهء شهید، پیکر پاکش به بهشت زهرای تهران منتقل شد و همانجا آرمید. در همین خصوص، کتاب ارزشمند «آبادانِ من» نوشتهء رزمندهء جانباز «نعمت الله سلیمانی خواه» را بخوانید. (آبادانِ من، خاطرهء 83، صفحهء 243 تا 246، انتشارات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدّس، 1375)

«علیرضا سرانجام اقدام» هم بچهء تهران بود. در آبادان شهید شد. به دلیل شرایط حادّ منطقه (عدم توان انتقال به موقع پیکرهای پاک شهدا در آن هنگام) تصمیم گرفته شد تا پیکر پاکش در آبادان به خاک سپرده شود.  بعدها تصمیم گرفته میشود که پیکر شهید را نبش کرده تا به تهران ببرند، ولی هربار که میخواهند دست به کار شوند، مسأله ای پیش میآید و کار متوقّف میشود. انگار که خود شهید راضی نیست از آبادان برود! گویا پدر شهید در اینباره با مرحوم آیت الله جمی(ره) مشورت میکنند و ایشان هم میگویند که صلاح نیست مزار شهید نبش قبر شود. و نهایتاً آبادان میشود آرامگاه ابدی «شهید علیرضا سرانجام اقدام». (نقل به مظمون از آقای رضا ارشدی)

***

لیلا فروهر!، شهید مجید فریدفر، و اسدالله یکتا در سکانسی از یکی از فیلمهای قبل از انقلاب.

شهید مجید فریدفر - شهیدجاویدالأثر شاهرخ ضرغام

سخن آخر!:

متولیّان محترم برنامهء شبهای شیدایی! و دست اندرکاران محترم موزهء جنگ تهران!:

بیش از سی سال است که در آثار مختلف سینمایی و سمع و بصری خودتان از «آبادان» و «آبادانی» تصویری وارونه و واژگون به نمایش گذاشته اید! صریح و صادقانه بگویید که دلیل این همه هجمه چیست؟! همه کاره جنگ که خودتون بودید! اصلاً آبادان و خرمشهر کجا بودند؟! وقتی لشگر 27 و لشگر 14 و لشگر 25 همه پستها را میان خودشان تقسیم کرده اند! پس دیگر شماها را چه کار با آبادان و خرّمشهر؟! درسته که این قداست زدایی از جنگ رو قبلاً از خودتون شروع کردید و اون رفیقتون! «مسعود دهنمکی» در فیلم «اخراجی های یک» با حیثیت و اعتبار خانوادهء محترم «شهید مجید خدمت» بازی کرد و کَک هیچ کدومتون هم نگزید! امّا لااقل به حرمت شهدای شهر خودتون «شاهرخ ضرغام» که «حرّ انقلاب»ش خواندید، همو که در بیابانهای جبههء ذوالفقاری برای همیشه جاویدالأثر گشت؛ و «مجید فریدفر» که زمانی همبازی اسدالله یکتا و لیلا فروهر در یکی دوتا فیلم سینمایی قبل از انقلاب بود و در این شهر به آرزوی دیرینه اش رسید؛ «بهروز لطیفی»، «علیرضا سرانجام اقدام» و ...کمی، فقط کمی حرمت نگه دارید!...

***

«شب قدر دعامون کنید»

 

 

مطالبی در همین باره:
_____________________________________________________________

«نمایش گودی» - برنامه شبهای شیدایی، یکشنده 23 تیر 1392.

با شهیدان آبادان (1)

با شهیدان آبادان (2)

ضیاءالدّین

وبسایت شهدای ایران

سه نفر؛ سه عاقبت...

سوّم خردادی دیگر...

نقل همین مطلب در وبسایت «بولتن نیوز»

/ 8 نظر / 91 بازدید
موذن

سلام دلاور طاعات و عبادات قبول ایام تسلیت تا بوده همین بوده که همواره عده ای عافیت طلب از آرامش بدست آمده از فداکاریها همین عزیزان برای سرپوش گذاردن بر بی عرضگی خود در عدم توفیق بر حضور در جنگ باید بتازند اما غافل از اینکه بسیجی دریادل همیشه بیدار است نگران نباش ما که عادت کرده ایم میگی نه از باباجون بپرس راستی حالشون خوبه بهشون سلام برسون یادش بخیر جزیره سال 60 جانمونو می گرفت تا دلمون خوش کنه به یک فیلم سینمائی آخه ما اون موقع واقعا بچه بودیم یادش بخیر

حسین عباسی

سلام دوستان خیلی عزیزم توی پست تازم گفتم که میخوام از دوستای مجازیم یه فهرست تهیه کنم پس هر کدوم از شما که مایلین بگین با چه اسمی لینکتون کنم[قلب][گل]

غاده

سلام طاعات قبول اون ها در حقیقت به خودشون می خندن و خودشون رو مسخره می کنن هیچکی در هیچ دوره ای نتونسته به غیرت و حمیت جنوبیا خدشه ای وارد کنه حالا هر چی دلشون می خواد فیلم های..... بسازن خدا همشون رو به راه راست هدایت کنه اینا از اثرات نبودن چند مدیر آشنا با دفاع مقدس و فرهنگی در بین پایتخت نشینان هست که فقط نوک دماغ خودشون رو می بینن نه غیرت و حمیت جنوبی رو.....

موذن

سلام با آرزوی قبولی طاعات و عبادات با مطلب " نقش صداوسیما در بزرگداشت یادونام شهیدان " به روز ومنتظر نگاه سبزتان هستم

ذهابی

سلام داداشی . طاعات وعبادات مقبول سلام پدر ومادر وخانواده محترم برسان . التماس دعا .داداش کوچکت ذهابی .

نصرتی

روحشان شاد و با اولیاءالله محشور باد. ایام مبارک و روزه نمازهاتون قبول.

رودسری

سلام کاش مظلومیت خوزستان لااقل با پایان جنگ تموم میشد... من نه تهرانی ام نه جنوبی من شمالی ام به همه ی رزمندگان ایرانی کشورم افتخار میکنم علی الخصوص مردان وزنان غیور وخنگرم خوزستان که انصافأ به فرموده ی امام خمینی(ره)، خوزستان دین خودش رو به اسلام ادا کرد...